تبليغاتX
..باغ گلستان-ايران-تاريخ معاصر ..باغ گلستان-ايران-تاريخ معاصر
نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 11:20 روز چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

به گزارش روابط عمومی مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران سالومه پوریامین، مدیر روابط عمومی این مجموعه با اعلام این خبر افزود: همزمان با روز جهانی موزه و هفته بزرگداشت میراث فرهنگی برنامه های متنوعی در این مجموعه برگزار می شود که راه اندازی فاز اول موزه خودروهای سلطنتی از جمله این برنامه ها است.

وی گفت: خودروهای مورد استفاده خانواده ملعون پهلوی که پیش از این در سوله های مجموعه در شرایط نامناسبی نگهداری می شدند، پس از برنامه ریزی تصمیم گرفته شد تا جهت بازدید علاقه مندان در معرض دید عموم قرار گیرند و به همین منظور بازگشایی موزه ای تحت عنوان خودروهای سلطنتی برای نمایش این آثار در دستور کار قرار گرفت.

وی توضیح داد: از اینرو مکان نگهداری خودروها جهت ساخت این موزه در نظر گرفته شد و فعالیت های عمرانی و بازسازی فضای مورد نظر و همچنین ایجاد سیستم تهویه و نور پردازی از ماه گذشته آغاز شد تا فضای مناسبی با استانداردهای موزه ای جهت نمایش این آثار ایجاد شود.

وی گفت: قرار است در این موزه خودروهای رولز رویس فانتوم 5 و 6، ماشین مسابقه ای فرمولا، تعدادی موتور، ماکت هواپیما و ناو جنگی که متعلق به خاندان ملعون پهلوی بوده است در معرض دید قرار گیرند.

پوریامین افزود: فاز اول ایجاد موزه خودروهای سلطنتی شامل ساماندهی و بهسازی فضای سوله و قرارگیری خودروهای آماده در آن بوده و تعمیر و آماده سازی موتورها، ماکت هواپیما و ناو جنگی و تامین نیروی انسانی جهت راهنمایی مخاطبان از جمله اقدامات فاز دوم و بازگشایی کامل این موزه است.

نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 21:13 روز سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391

دو پادشاه، پدر و پسر، سرنوشت: مرگ در تبعید و انزوا. دو شاهزاده، خواهر و برادر، سرنوشت: خودکشی در غربت. این خلاصه سرنوشت خاندانی است که نزدیک یک قرن برای مردم ایران خبرساز بوده‌اند. آخرین‌شان علیرضا پهلوی، جوان‌ترین پسر محمدرضا پهلوی است که با شلیک گلوله در خانه‌اش در بوستون آمریکا خودکشی کرد. به گفته نزدیکانش، او سال‌ها دچار افسردگی بوده و تلاش می‌کرد تا بر آن فائق آید. از رویدادهای تاریخی این‌گونه استنباط می‌شود که افسردگی در خاندان پهلوی ریشه‌ای خانوادگی داشته و در مواجهه با بحران‌ها خود را بیشتر نمایان می‌کرده است.

مابقی در ادامه مطلب...

نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 14:10 روز دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391
      

آمریكا، اسرائیل و تشكیل سازمان امنیت و اطلاعات كشور(ساواك)

امید وقوفی

پس از بركناری بختیار ریاست ساواك بر عهده پاكروان قرار گرفت و حسین فردوست با عنوان قائم مقام ساواك وارد آن سازمان شد. در این دوره ماموران ساواك توسط یكی از اساتید سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) تحت آموزش « بازجویی » قرار گرفتند. به نظر سیا، نقش اصلی كه ساواك می باید ایفا می كرد حفظ ثبات كشور بود. رژیم شاه باهدایت و زیر نظر آمریكاییها به استفاده از مربیان و متخصصان اسرائیلی اقدام نمودند و اسرائیلی ها هم با استفاده از فرصت به دست آمده، ضمن آموزش نیروهای ساواك، قسمت اعظم اطلاعات خود را درباره كشورهای عربی بین ایران و اسرائیل از طریق ساواك به دست می آوردند.


دخالتهای بیگانگان به ویژه آمریكا در امور داخلی كشورمان بیش از هر زمان دیگر در دورانی متجلی گشت كه ایالات متحده اقدامات گسترده ای را بر علیه خواست و مطالبه ملت ایران در دوران انقلاب اسلامی اسلامی صورت داد. در این مقاله به تشكیل سازمان امنیت و اطلاعات كشور كه به اختصار به سازمان ساواك مشهور شده بود به عنوان نمود یكی از آشكارترین اقدامات مداخله گرانه امریكا در امور داخلی ایران خواهیم پرداخت.
آمریكا از جنبش های ملی ایران به ویژه از جنبش های دوران حكومت دكترمصدق و ملی شدن صنعت نفت تجربه تلخی داشت , پس از كودتا28ی مرداد به تدریج آمریكایی ها تعریفی دقیقی از امنیت ملی در ایران صورت دادند و تلاش خود را برای تقویت پایه های امنیت حكومت پهلوی دوچندان نمودند. در این زمینه, شاهد شكل گیری ساواك در سال ١٣٣٥ توسط اعضای سیا هستیم. قانون تشكیل سازمان اطلاعات و امنیت كشور (ساواك ) در اسفند 1335 به تصویب مجلسین شورای ملی و سنا و سپس به امضای شاه رسید. بر اساس ماده اول قانون مذكور هدف از تاسیس ساواك حفاظت از امنیت كشور و جلوگیری از هر گونه توطئه علیه مصالح عمومی كشور بود. ساواك از نظر تشكیلاتی وابسته به نخست وزیری بود و رئیس آن سمت معاونت نخست وزیر را داشت و با فرمان شاه منصوب می شد .[1]
ساواك با طرح و برنامه ریزی مستشاران آمریكایی تاسیس شد و تیمور بختیار كه تا آن زمان ریاست فرمانداری نظامی را بر عهده داشت و نزد مستشاران آمریكایی شاغل در اداره دوم ارتش محبوبیت زیادی بدست آورده بود با نظر آمریكایی ها به ریاست ساواك منصوب شد .[2] سازماندهی ساواك توسط مستشاران آمریكایی بر اساس سازمان « سیا »[3] انجام گرفته شد با این تفاوت كه « سیا » تنها وظیفه بررسی اطلاعات خارجی را بر عهده داشت و وظیفه امنیت داخلی آمریكا بر عهده اف . بی . آی[4] بود اما ساواك هم اطلاعات خارجی و هم امنیت داخلی را در حیطه وظیفه و اختیار خود داشت . در حقیقت ساواك از نظر كاركرد تركیبی از وظایف دو سازمان « سیا » و اف . بی . آی را بر عهده داشت .

با تاسیس ساواك فعالیت های ضد براندازی و ضد جاسوسی از عهده شهربانی خارج شد و اداره كل سوم ساواك مشمول ضد براندازی و اداره كل هشتم آن مسئول عملیات ضد جاسوسی شد. گردآوری اطلاعات غیرنظامی از كشورهای همسایه و كشورهای هدف از عهده ركن دوم ستاد ارتش خارج و به اداره كل دوم ساواك محول شد و اداره كل هفتم ساواك مسئول بررسی اینگونه اطلاعات گردآوری شده قرار گرفت .[5] پس از تاسیس رسمی ساواك باتوجه به خواست آمریكایی ها ساواك و سازمان جاسوسی اسرائیل وارد ارتباط وهمكاری با یكدیگر شدند وماموران ساواك را آموزش می دادند.

تشكیلات ساواك

ساواك دارای تشكیلات وسیعی بود و از سه قسمت زیر تشكیل یافته بود :


١ ـ اداره كل یكم : در راس این اداره رئیس ساواك قرار داشت و شامل بخش های كارگزینی , ارتباط و مخابرات , عملیات سری , بخش تشریفات , مشاوران و بازرسان و دبیرخانه بود.


٢ ـ اداره كل دوم : كار این شعبه كسب اطلاعات در خارج از كشور بود و با ستاد ارتش همكاری داشت .

٣ ـ اداره كل سوم : این شعبه به كمیته شهرت داشت و مسئولیت حفظ امنیت داخلی كشور را به عهده داشت . كمیته مركب از نمایندگان ارتش , شهربانی و ژاندارمری بود.

ساواك برای اهداف زیر به وجود آمده بود :


الف ) تامین امنیت منافع آمریكا و رژیم استبدادی شاه و سركوب توده های مردم
، این سركوب نه تنها از طریق كشتار , شكنجه , زندان , تبعید , احضار و غدغن كردن اجتماعات انجام می گرفت , بلكه از راه هایی چون خبرچینی , پرونده سازی , دخالت در زندگی شخصی افراد , توطئه چینی , فاشیزه كردن محیط كار و زندگی , نظامی كردن همه شئون , ایجاد سازمان های فاشیستی صورت می گرفت و توسعه می یافت.


ب ) اشاعه فرهنگ استعماری و سركوب فرهنگ مذهبی و ملی مردم
پخش و اشاعه ی فرهنگ نو استعماری گاه به طور مستقیم از طریق سازمان های جاسوسی صورت می گرفت , مانند انجمن های دوستی ایران و آمریكا , ایران و انگلیس , سپاهیان صلح , میسیون های مذهبی , كلوپ های مختلف , كنفرانس های علمی كه بودجه آن از طریق بنیادهای خصوصی و گاه ازطریق ساواك تامین می شد. این سازمان با در دست داشتن رادیو , تلویزیون , اداره هنرهای زیبا , سازمان هدایت جوانان , كاخ جوانان , بنگاه های تعاونی روستایی , سازمان های دولتی دانشجویی به پخش فرهنگ استعماری می پرداخت . همكاری ساواك با سازمان های جاسوسی بیگانه برای توطئه , خرابكاری , پرونده سازی , تربیت گروه های ضدپارتیزانی , اجرای نقشه كودتا بود. همكاری ساواك با پلیس در كشورهای خارجی و روابط با سازمان های جاسوسی آن ها به منظور پرونده سازی برای دانشجویان مبارز خارج از كشور و توطئه علیه آنان و سازمان های آن ها بود.

پس از بركناری بختیار ریاست ساواك بر عهده پاكروان قرار گرفت و حسین فردوست با عنوان قائم مقام ساواك وارد آن سازمان شد. در این دوره ماموران ساواك توسط یكی از اساتید سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) تحت آموزش « بازجویی » قرار گرفتند. به نظر سیا، نقش اصلی كه ساواك می باید ایفا می كرد حفظ ثبات كشور بود.[6] رژیم شاه باهدایت و زیر نظر آمریكاییها به استفاده از مربیان و متخصصان اسرائیلی اقدام نمودند و اسرائیلی ها هم با استفاده از فرصت به دست آمده، ضمن آموزش نیروهای ساواك، قسمت اعظم اطلاعات خود را درباره كشورهای عربی بین ایران و اسرائیل از طریق ساواك به دست می آوردند.
فردوست در این خصوص می گوید:


«هنگامی كه از انگلستان و آمریكا درخواست اسناد ضد براندازی كردم، صلاحشان نبود كه بفرستند و می خواستند كه ساواك وابسته و متكی به اسرائیل باشد ».

همچنین اشاره میكند:
«... در آغاز، دو یا سه تیم و هر تیم مركب از حدود ده نفر از ادارات كل عملیاتی (دوم، سوم، هشتم) برای آموزش به اسرائیل اعزام شدند. مدت آموزش هر تیم بین یك تا دو سال و نتیجه آموزش، عالی بود».
اسرائیل از آموزش و تجهیز ساواك اهدافی ذیل را پی می گرفت:

1 ـ آغاز روابط
یكی از مهمترین و اصلی ترین اغراض اسرائیل در امر آموزش و تجهیز امكانات اطلاعاتی كشورهای گوناگون دست یابی به متحدانی تحت سلطه تشكیل پایگاه در نقاط مختلف جهان و برقراری و گسترش روابط رسمی دیپلماتیك است . اگرچه رژیم صهیونیستی با ارسال تجهیزات تكنولوژیك نظامی اطلاعاتی خود به منافع بیشمار مادی دسترسی پیدا می كند ولی در واقع اغراض خاص دیگری را پیگیری می كند. صهیونیست ها با وابسته كردن كشورها آن ها را تحت انقیاد خود درآورده و سران آنها را وادار به پذیرش روابط رسمی و یا شناسائی رژیم غاصب به عنوان یك كشور در عرصه جهانی می كنند.

2 ـ تعمیم ارتباط اطلاعاتی
یكی از اهداف اساسی اسرائیل ایجاد ارتباط اطلاعاتی و سپس تقویت گسترش آن در ابعاد سیاسی فرهنگی و اقتصادی است . ارتباط اطلاعاتی از جایگاه ویژه ای در نزد سران صهیونیستی برخوردار است . امر آموزش و تجهیز نیز سرفصل و آغازگر ارتباط اطلاعاتی اسرائیل با دیگر كشورهاست . اسرائیل تحت پوشش آموزش در بدنه سازمان اطلاعاتی بعضی كشورها نفوذ می كند و آنگاه با گسترش روابط خود در جنبه های مختلف فنی و فرهنگی نیز رسوخ می كند. این شیوه بارها توسط اسرائیل مورد استفاده قرار گرفته است .
« در ... دهه 1950 و اوایل دهه 1960 تمامی آموزش ساواك به وسیله سازمانهای اطلاعاتی بین المللی انجام می شد اما در 1966 (1345 ) ساواك قادر به آموزش پرسنل خود از لحاظ مبانی كار اطلاعاتی بود . اگرچه ماموران ساواك اغلب برای آموزش تخصصی به آمریكا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه و آلمان می رفتند و مربیانی از این كشورها گهگاه برای آموزش به ایران می آمدند .[7]
در آن دوران روابط ایران و اسرائیل در سطحی گسترده تر و در قالب ارتباطهای دوجانبه و سه جانبه ادامه داشت :
« ... بتدریج ساواك در زمینه آموزش به خودكفایی رسید و اساتید كافی تربیت شد ولی رابطه با اسرائیل قطع نشد و گاهی از اساتید اسرائیلی دعوت به عمل می آمد و گاهی هیئتهای 5 ـ6 نفره در مواردی كه استاد مربوطه نمی توانست به تهران بیاید به اسرائیل اعزام می شد. ... » [8]

3 ـ تشكیل سازمان اطلاعاتی مشابه

نیروهای اطلاعاتی كشوری كه به آموزش و بازسازی سازمان اطلاعاتی و امنیتی كشور دیگر مبادرت می كند خواسته یا ناخواسته و در درازمدت می كوشد سازمانی مشابه سازمان خود بازسازی و پرورش دهد. برای نمونه در ابتدا آمریكایی ها با تاسیس « سازمان اطلاعات و امنیت كشور » در صدد برآمدند تا سازمان فوق را عینا شبیه سازمان های سیا و اف .بی .آی بازسازی كنند و در راستای اغراض خود مورد استفاده قرار دهند. اسرائیل پس از حضور در صحنه آموزش و تجهیزات ساواك ساختار آن را به گونه ای مشابه سازمان های اطلاعاتی خود سامان داد. به عبارت دیگر « سازمان اطلاعات و امنیت كشور » طی یك برنامه ریزی منظم و دقیق به شعبه ای از سازمان های جاسوسی اسرائیل تبدیل شد. لذا اسرائیل نیز از فرصت حضور در ایران پهلوی ـ به عنوان یك كشور اسلامی و خصوصا شیعه استفاده كرده از آن به عنوان نیرویی متحد و كارا در پشت سر كشورهای اسلامی بهره مند می شد. استخدام نیرو در دوره های آموزشی به اسرائیل اختصاص نداشت وكشورهای دیگر نیزبه بهانه آموزش سعی می كردند نیروهای مستعد را شناسایی و سپس آنها را به استخدام سازمان مطبوع خویش درآورند. از جمله می توان به عملكرد (سیا) در سال های اولیه تاسیس ساواك و زمان آموزش توسط كارشناسان آمریكایی در ایران اشاره كرد. سیا در این دوره می كوشید روابط نزدیك با ساواك را حفظ كند تا بر فعالیتها و كارآیی ساواك نظارت داشته باشد وبا این هدف تلاشهایی برای به استخدام درآوردن پرسنل ساواك به عضویت سیا انجام می شد.

مطالب ارائه شده به خوبی گویای اهداف ایالات متحده از تاسیس ساواك می باشد. آمریكایی ها با تاسیس ساواك و در ادامه با هدایت آن به سمت اسرائیل به دنبال تامین منافع خود بودند لهذا ترتیباتی را ایجاد نمودند تا با رشد دیكتاتوری محمدرضا پهلوی و حمایتهای همه جانبه از او به عنوان یكی از مزدوران خود در خاورمیانه و از بین بردن آزادی مردم ایران توسط رژیم دیكتاتوری و ظالم پهلوی منافع خود رابیش از پیش تثبیت نمایند و در نمونه ای دیگر از تاریخ معاصر ایران بدخواهی و كینه توزی خود به ملت ایران را به اثبات برسانند.

پی نوشت ها:

[1] - پیترآوری تاریخ معاصر ایران ج 3 ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی عطایی چاپ دوم 1371 بخش ضمایم ص 90
[2] - حسین فردوست ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ج 1 تهران انتشارات اطلاعات چاپ اول 1370 صص 417 ـ416 و423
[3] - :C . I . ACentral Intelligence Agency
[4] - Federal Bureau of Investigation
[5] - حسین فردوست ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ج 1 تهران انتشارات اطلاعات چاپ اول 1370 ص 494
[6] - كریستین دلانوآ ساواك ترجمه عبدالحسین نیك شهر طرح نو چاپ اول 1371 ص 222
[7] - سیاست خارجی امریكا و شاه بنای دولتی دست نشانده در ایران مارك . ج . گازیوروسكی ; ترجمه : فریدون فاطمی نشر مركز تهران 1371 ص .204
[8] - ظهور و سقوط سلطنت پهلوی موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ج 1 ص .445
مرکز اسناد انقلاب اسلامی

نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 14:10 روز شنبه پانزدهم بهمن 1390

در موزه ظروف سلطنتی سعدآباد برگزار می گردد :
نمایشگاه عکس "رد پای اشرف پهلوی در تاریخ ایران"



به مناسبت ایام خجسته دهه فجر ، نمایشگاه عکس با عنوان " رد پای اشرف پهلوی در تاریخ ایران " از 11 بهمن بمدت ده روز در موزه ظروف سلطنتی سعدآباد برگزار می شود.

به گزارش روابط عمومی مجموعه سعدآباد ،در این نمایشگاه 20 قطعه عکس از فعالیت های سیاسی اجتماعی اشرف پهلوی در داخل و خارج از کشور در قالب عکس به معرض دید علاقه مندان قرار می گیرد.

بسیاری از تصاویر نمایشگاه "رد پای اشرف پهلوی در تاریخ ایران " از مجموعه های مختلف انتخاب گردیده و نحوه دخالت اشرف را در کلیه امور کشور به تصویر می کشد .

گفتنی است این نمایشگاه از سوی موزه ظروف سلطنتی سعدآباد و با همت مرکز اسناد مجموعه برپا می گردد.

نمایشگاه مذکور از 11 لغایت 22 بهمن همه روزه از ساعت 9 الی 16 در موزه ظروف سلطنتی واقع در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد برای بازدید علاقه مندان دایر خواهد بود.

نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 16:26 روز دوشنبه بیست و ششم دی 1390

محمدرضا بیم آن را داشت كه ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان ـ كه به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد ـ دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریكا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریكا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این كه به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم.


مابقی در ادامه مطلب....

نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 19:17 روز یکشنبه چهارم دی 1390


رضاشاه نوع دیگری از قبیله گرایی را كه ماهیتاً تفاوتی با قبیله گرایی قجرها و دیگر حكومتهای ایرانی نداشت بلكه مخاطرات فراوانی را نیز برای ایران به وجود آورد در كشور باب كرد. وی با دراز كردن دست دوستی و تمایل به قدرتهای خارجی با پیوند زدن منافع خود با منافع دول بیگانه نه تنها نوعی ساختار قبیله ای متفاوت از قبل را در ایران ایجاد نمود بلكه حتی بسترهای حضور و دخالت مستقیم دول غربی را در ایران فراهم ساخت. اساساً ریشه و منشا شكل گیری قبیله گرایی مدرن در جامعه ایرانی كه به ویژه در دوران حكومت پهلوی دوم و به طور ویژه در سالهای پس از كودتای 28 مرداد 1332 اوج گرفت را باید در سیاستهای دوران پهلوی اول جستجو نمود. این نوع از قبیله گرایی از پارامترهای به مراتب مخربتری از شكل اول قبیله گرایی برخوردار است.

نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 18:21 روز پنجشنبه یکم دی 1390

ارتشبد بازنشسته حسين فردوست نزديك ترين دوست محمدرضاپهلوي در خاطرات خود مي نويسد :
مسئله‌اي كه در سال‌هاي اول سلطنت محمدرضا مورد توجه من بود، روابط او با سرريدربولارد، وزير مختار انگليس، بود. بولارد با محمدرضا روابط خوبي نداشت. اين را خود محمدرضا به من مي‌گفت و او را «آدم بي‌تربيت و بدي» معرفي مي‌كرد. بعد‌ها گفت كه از مقامات انگليسي خواسته تا او را احضار كنند. اما جواب منفي بود و لندن از او تمجيد كرده و افزوده بود: هر فردي خصوصياتي دارد و با شماست كه آن خصوصيات را بشناسيد كه در نتيجه روابط حسنه خواهد شد. به هر حال، لندن بولارد را احضار نكرد تا دوره مأموريتش تمام شد. من تصور مي‌كنم سه بار بولارد را ديده‌ام: يكبار به طور مبهم به خاطرم مي‌آيد كه در محوطه كاخ، محمدرضا و بولارد قدم مي‌زدند و صحبت مي‌كردند. دو بار ديگر در ميهماني‌ها بود، بدون آنكه صحبتي داشته باشيم. به نظرم آمد كه وي مرد با شخصيتي است و به هيچوجه متملق نيست، بعلاوه شايد متكبر و خشن بنظر مي‌رسيد. او فرد مسني بود و رفتار مقامات مستعمراتي بريتانيا را داشت. مسلماً اين اخلاق شخصي او بود و برداشت محمدرضا صحيح نبود. در اين مدت در رابطه با انگليسي‌ها مسئله خاصي به نظر من نرسيد، يعني مطلبي نبود زيرا اگر محمدرضا هم به من نمي‌گفت، پرون كه با من بسيار صميمي بود و آزادانه به سفارت انگليس مي‌رفت، به طور حتم به من مي‌گفت و اين عادتش بود كه به من بگويد. به هر حال يا مسئله‌اي نبود و يا لااقل مهم نبود كه مطرح شود.
در اينجا بايد تأكيد كنم كه محمدرضا را انگليسي‌ها بر تخت سلطنت نشاندند و واسطة آن با ترات، مسئول اطلاعات سفارت انگليس در تهران، من بودم. به نظر من روابط نامساعد شخصي بولارد با محمدرضا، در حدي كه تقاضاي احضار او را كرد، هيچ تناقضي با اين مسئله ندارد. به تخت نشاندن محمدرضا توسط انگليسي‌ها به دستگاه اطلاعاتي انگليس (mi6) و در همكاري با دستگاهاي اطلاعاتي آمريكا و شوروي به طور كامل ارتباط داشت. بايد اضافه كنم كه در خود سفارت سفير الزاماً از همه مسائل اطلاعاتي مطلع نيست. بعدها مسئول MI-6 سفارت انگليس در تهران در يكي از ملاقاتها به من گفت كه در سفارت ما گزارشات بخش اطلاعاتي مستقيماً به دستگاه اطلاعاتي در لندن انتقال مي‌يابد، ولي دستور داريم كه در مسائل مهم و ضرور سفير را بي‌اطلاع نگذاريم. عليرغم اين، گاه در گزارش‌ها مي‌نويسيم كه در اين مورد به نظر مي‌رسد كه نبايد سفير را مطلع كنيم، ولي اگر ضرور است كه سفير را مطلع كنيم، اطلاع دهيد. اين نوع ارتباط در همه سفارتخانه‌ها هست.
منبع: ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، ارتشبد حسين فردوست ص 127 تا 128.

نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 8:23 روز سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390

زندان قصر قرار است به يكي از ديدني‌ترين نقاط پايتخت تبديل شود

محبسي كه موزه مي‌‌شود



قراراست يك باغ ايراني، در محوطه زبرگ زندان قصرساخته شود. البته نشانه‌هاي فرهنگي، تاريخي منحصر به فرد اين زندان نيز باقي خواهد ماند تا تبديل به موزه شود. شهرونداني هم كه تا سال‌ها، چشمشان به جمال اين زندان روشن مي‌شده و احتمالاً دل خوشي از آن نداشته‌اند، از سال بعد، در محدوه زندان سابق، فضاي سبز و بوستان، مجموعه‌هاي فرهنگي و ورزشي و موزه و صد البته، يك باغ اصيل ايراني را به تماشا خواهند نشست.


مابقی در ادامه مطلب...


نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 20:38 روز جمعه پانزدهم مهر 1390


20 مهر 1350 با قرائت خطابه محمدرضا پهلوی در برابر مقبره کوروش هخامنشی در پاسارگاد، جشنهای 2500ساله شاهنشاهی آغاز شد. جشنهای 2500ساله شاهنشاهی که با هدف بزرگداشت 25 قرن حکومت پادشاهی در ایران ترتیب یافت بیش از سیصد میلیون دلار هزینه دربر داشت‌. این درحالی بود که متجاوز از نیمی از جمعیت کشور در روستاها و حومه شهرهای بزرگ در فقر و فلاکت زندگی می‌کردند. هدف اصلی شاه از برپایی اینگونه جشن ها، بزرگ جلوه دادن عظمت دستگاه شاهی و شخص خود بود تا در لابلای زرق وبرق اشیاء گران‌قیمت و کم نظیری که دستور تهیه آنها با قیمتهای گزاف از جیب ملت ایران داده می‌شد، چهره سست اراده‌، مردد و ضعیف خود را پنهان سازد. در این مورد در کتاب آخرین سفر شاه چنین می‌خوانیم‌: جشن های 2500 ساله در تخت جمشید نمایشی از رؤیاها و بلندپروازی‌های شاه بود... در مورد شخص شاه در رابطه با جشن 2500 ساله‌، ره آورد جشن‌های تخت جمشید جدایی کامل او از واقعیات بود. او بیش از پیش دچار اشتغال فکری درباره سلطنت خودش و اهمیت جانشینی مستقیم خود بر اریکه کورش گردید. «جیمزبیل‌» در کتاب عقاب و شیر می‌نویسد: «محمدرضا شاه پهلوی با این جشن های 2500 ساله‌، دوره جدیدی را در پادشاهی خود آغاز کرد، دوره جنون انجام کارهای بزرگ‌، بسیاری از معروف ترین و مقتدرترین چهره‌های جهان در تخت جمشید برای ستایش کشور شاه و بلکه مهمتر، برای ستودن خود او، به این محل آمده بودند... و شاه احساس رضایت و خرسندی می‌کرد که میهمانان در مورد این که چه کسی مجلل‌ترین اقامتگاه را گرفته‌، چه کسی محترم‌ترین مکان را در میزهای ضیافت داشته‌ و چه کسی از هلیکوپتر به جای سفر با لیموزین‌های مرسدس استفاده کرده با هم دعوا می‌کردند. محمد رضاشاه پهلوی طی سخنانی که در 20/7/1350 در پاسارگاد خطاب به کوروش سرسلسله پادشاهی هخامنشی ایراد کرد در این مورد چنین گفت: «در این بیست وپنج قرن، کشور تو و کشور من‌، شاهد سهمگین‌ترین حوادثی شد که در تاریخ جهان برای ملتی روی داده است. ... اکنون ما در اینجا آمده‌ایم تا به سربلندی تو بگوییم که پس ازگذشت بیست و پنج قرن‌، امروز نیز مانند دوران پرافتخار تو پرچم شاهنشاهی ایران پیروزمندانه در اهتزاز است...» او با این سخنان می‌خواست دلیلی بر موجودیت خویش اقامه کند وبا ارائه تنها یک مدل ثابت و طولانی برای شکل حکومت در ایران، همواره در اذهان عمومی این نکته را جا بیاندازد که حکومت در ایران مساوی با شاهنشاهی است‌. با فاصله گرفتن شاه از مردم‌، این حقیقت مشخص‌تر شد که اقدامات اصلاح‌طلبانه وی همچون انقلاب به اصطلاح سفید تنها اقداماتی ظاهری و عوامفریبانه است که ناشیانه از سوی اربابان شاه طراحی و دیکته شده است. اکثر کارشناسان و رسانه‌های خبری دنیا و حتی حامیان محمدرضا، هزینه این جشن را گزاف و چیزی حدود300 میلیون دلار برآورد کردند، این مبلغ در کشوری که درآمد سرانه آن اگرچه رو به افزایش داشت‌، ولی از سالی 500 دلار تجاوز نمی‌کرد، بسیار گزاف به شمار می‌رفت‌. امام خمینی (ره) که هنگام برگزاری جشن‌های 2500 ساله‌، در تبعید عراق بودند، طی سخنرانی‌ها و پیام‌هایی‌، این جشن‌ها و اسرافکاری‌های دولتی را مورد انتقاد قرار دادند. امام در مواضع خود، نکات زیر را یادآور شدند: ـ چرا کارشناسان اسرائیلی برای این تشریفات دعوت شده‌اند؟ ـ شاهنشاهی ایران از اول که زائیده شده تا حالا روی تاریخ را سیاه کرده است‌. ـ برملت است که با جشن‌های دوهزار و پانصد ساله مبارزه منفی کند. ـ به حکومت ایران بگویید که آقا از این جشن دست بردارید.

اتاق جنگ کاخ صاحبقرانیه، مکانی که دستورات نظامی در آنجا صادر می شده



اتاق جنگ کاخ صاحبقرانیه مکانی است که صدها دستور نظامي در دوره پهلوی دوم در آنجا صادر شده است.

به گزارش روابط عمومی مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران سالومه پوریامین، مسئول روابط عمومی این مجموعه به مناسبت سالگرد فرمان 17 شهريور و كشتار تاریخی ميدان ژاله (شهدا کنونی) به بیان ویژگی های اتاق جنگ کاخ صاحبقرانیه پرداخت و افزود: بر طبق شنیده ها احتمال می رود که فرمان کشتار 17 شهریور که منجر به شهادت هزاران نفر در روز جمعه 17 شهریور 1357 بود نیز در این اتاق صادر شده باشد.

وی توضیح داد: این اتاق در قسمت شرقی عمارت صاحبقرانیه قرار دارد که برای انجام مذاکرات نظامی پهلوی دوم از سال 1345 تا 1357 هجری شمسی مورد استفاده قرار می گرفته و اکنون توسط سلاح های اهدایی، نشان زرین فضانوردان و سه نشان اهدایی از ملکه الیزابت به ایران تزیین شده است.
وی گفت: از جمله ویژگی های شاخص این اتاق دیوارهای ضد صدا، پنجره های ضد گلوله و درهای دوجداره است.

وی تصریح کرد: عمارت کاخ صاحبقرانیه که در زمان ناصرالدین شاه قاجار بنا شد در گذر زمان اتفاقات تاریخی بس مهمی را از جمله امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه را به خود دیده است؛ پس از سقوط قاجاریه و روی کار آمدن سلطنت پهلوی اول صاحبقرانیه مدتی به دست فراموشی سپرده شد چرا که رضاخان در آن دوران مشغول ساخت و سازهای کاخ سعدآباد بود و نخستین بار در سال ۱۳۱۸ هـ.ش رضاخان به دلیل ازدواج محمدرضا پهلوی با فوزیه تصمیم گرفت به آماده سازی این کاخ برای پذیرایی از میهمانان بپردازد.

پوریامین افزود: در زمان سلطنت پهلوی دوم، تزئینات معماری داخلی کاخ دوباره دستخوش تغییرات عمده شد و طبقه همکف یا زیرین به نام «حوضخانه» برای پذیرایی مهمانان خصوصی و طبقه دوم به عنوان دفتر کار پهلوی دوم مورد استفاده قرار گرفت؛ بنای کاخ صاحبقرانیه تلفیقی از معماری مدرن و سنتی است که نظیرش در تهران بسیار اندک است. تمام پنجره های کاخ به صورت ارسی و با معماری چلیپا ساخته شده است.

نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 23:49 روز پنجشنبه هفدهم شهریور 1390


وقوع جمعهسياه و کشتار بي‏رحمانه مردم در ميدان ژاله(شهدا) در تهران

 شهريور مکرر عاشورا و ميدان شهدا مکرر کربلا و شهداي 17شهریور مکرر شهداي کربلا و مخالفان ملت‌ها مکرر يزید و وابستگان او هستند امام خميني (ره) با گسترش دامنه انقلاب و تظاهرات مردمي در شهرهاي مختلف دولت جمشيد آموزگار مجبور به استعفا شد و محمدرضا شاه، جعفر شريف امامي را که از سران فراماسونري و 15 سال رييس مجلس سنا بود به قصد کنترل اوضاع ، مأمور تشکيل کابينه جديد کرد. رژيم شاه با اين تغيير و تحول و اعلام سياست آشتي ملي و احترام به روحانيت، سعي داشت اوضاع را کنتر ل کرده و از خشم و نفرت عمومي بکاهد؛ اما، هوشياري حضرت امام خميني (ره)‌ باعث شد که ایشان طي پيامي خطاب به ملت ايران نقشه رژيم را رسوا و مردم انقلابي را بيش از پيش آگاه و خروشان نمايند. به اين ترتيب در 13 شهريور 1357 که مصادف با روز عيد فطر بود راهپيمايي تاريخي و عظيمي برپا شد. اين تظاهرات در روز 16 شهريور ماه بار ديگر تکرار شد و در بين مردم اعلام شد که صبح روز بعد، يعني 17 شهريور ماه در ميدان و خيابان ژاله (شهدا) تجمع صورت خواهد گرفت. در اولين ساعات جمعه 17 شهريور ماه، رژيم شاه توسط ارتشبد غلامعلي اويسي فرماندار نظامي تهران اعلام حکومت نظامي کرد؛ اما مردم در ميدان ژاله (شهداي کنوني)‌ تجمع کردند و ناگهان با ديدن تانک‌ها و زره‌پوش‌هاي نظامي و مأموران مسلسل به دست حکومت نظامي غافلگير شدند. مأموران مسلح پس از چند بار اخطار از زمين و هوا جمعيت را ناجوانمردانه هدف رگبار قرار دادند و مردم بي‌گناه را به خاک و خون کشيدند. عده زيادي از مردم در اين روز توسط دژخيمان رژيم به شهادت رسيدند، اما اين حادثه نقطه عطفي جهت افزايش خشم و اعتراض عمومي مردم و رسوايي بيش از پيش رژيم گرديد و در تاريخ ننگين ستم‌شاهي به عنوان جمعه سياه و جمعه خونين براي هميشه باقي ماند.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برای دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


نويسنده : عليرضا خداكرمي - ساعت 22:24 روز پنجشنبه بیستم مرداد 1390


بسمه تعالي

با عرض سلام مجدد به شما و پوزش به علت تاخير چند وقته در بروز كردن وبلاگ . متاسفانه چند وقتي است كه بنابردلايلي قالب اصلي وبلاگ غير فعال گرديده و متاسفانه قابل نمايش نيست كه پوزش مي طلبيم.

اما ساعت شمس العماره 

بسياري از بنا ها و آثاري كه از دوران ناصري مانده تحت تاثير اسلوب ساختمان ها و كاخهاي ممالك اروپاي بنا شده است. ازجمله كاخ ها و قصر هايي كه به سبك اروپائي-ايراني ساخته شده است شمس العماره بود كه با كمك مهندسان و معماران اطريشي و فرانسوي طرح ريزي شده بود. شمس العماره از چندين قسمت مجزا تشكيل شده و اين بنا كه بوسيله دوستعلي خان معيرالممالك ايجاد گرديده بود در سال 1284 هجري باتمام رسيد. شمس العماره داراي ساعت بزرگي بود كه زنگ پر صدائي داشت كه تا دورترين نقطه طنين انداز مي گرديد . مي گويند در داخل ساعت دو جغد نر و ماده لانه ساخته بودند و چنين شايع بود كه هربار كه ظاهر شوند سلطنت تغيير مي كند و مي گفتند به هنگام كشته شدن ناصر الدين شاه آن ها به مدت سه روز از لانه بيرون آمده بودند. از جمله ماجراهاي شنيدني ديگر در موقع سقوط حكومت متبد محمدعلي شاه قاجار به وقوع پيوست كه گفته مي شد در روز هاي مبارزه مشروطه خوهان با محمدعليشاه يك روز كلاغ ها به بيرقي كه بر فراز شمس العماره قرار داشت حمله ور شده و با منقار آن را سوراخ مي كنند.

اما مي گويند ساعت شمس العماره با آن صداي بسيار مهيبي كه داشته بود  سر و صداي اهل حرمخانه ناصري(ناصر الدين شاه) و اهالي  را در آورده بود و همه را ناراضي كرده بود اما از بد روزگار چون در آن هنگام متخصصي براي تعمير اين ساعت وجود نداشت  و فقط  ساعت سازاین ساعت، (که سالهاست از کار افتاده) میرزا علی اکبر خان بود که آن را کوک و تعمیر می کرد. بدستور شاه چند نفر مامور شدند تا به بالاي برج رفته و صداي ساعت را كم كنند اما دست زدن به ساعت همانا و خراب شدن و بي صدا شدن ساعت همان... و ساعت ديگر زنگ نزد كه نزد.

اما چند ماهي پيش به نقل از معاونت محترم كاخ موزه گلستان مطلع شديم كه در ميان امور و برنامه هاي آتي كاخ گلستان تعمير ساعت شمس العماره با آن قدمت تاريخي خود مي باشد كه خوش حال شديم چند روز پيش نيز مصاحبه اي را با عنوان تعمير ساعت كاخ گلستان در سيماي جمهوري اسلامي ايران مشاهده كردم كه بسيار خوش حال شدم . و تشكر به تمامي مسئولين محترم كاخ گلستان و به اميد طنين انداز شدن دوباره صداي ساعت شمس العماره....


انشاالله در آينده سعي دارم كه به معرفي بناهاي تاريخي شهر تهران اعم از كاخ موزه ها و عمارت ها بپردازيم تا بيشتر با اين شهر هزارتوي تاريخ و آثار ماندگار آن آشناشويم. منتظر نظرات شما هستيم.


|




ali-golestan

عليرضا خداكرمي

ali-golestan

http://ali-golestan.blogfa.com

..باغ گلستان-ايران-تاريخ معاصر

..باغ گلستان-ايران-تاريخ معاصر

..باغ گلستان-ايران-تاريخ معاصر

اين وبلاگ در جمهوري اسلامي ايران مديدريت و براساس قوانين اين كشور فعاليت مي كند . (گزری بر تاریخ معاصر ایران(رنج ها وپندها

..باغ گلستان-ايران-تاريخ معاصر

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog